اولین توصیه ای که میتوان به یک زبان آموز کرد ، آن است که از هر فرصت برای آموختن لغات و اصطلاحات جدید و نیز تکرار آموخته ها استفاده کند . زمانهایی که عملاً تلف شده محسوب می شوند ، بهترین فرصتها برای تکرار آموخته ها هستند . مثل زمانهایی که در ترافیک و یا ایستگاه اتوبوس تلف می شوند . یا زمانی که منتظر یک دوست هستید تا سر قرار حاضر شود و یا زمانی که در مطب پزشک منتظر هستیدو ……
به این منظور خوب است که همیشه خلاصه نکات جدیدی را که آموخته اید همراه داشته باشید . مثل خلاصه نکات گرامری ، لغاتی که بیشتر فراموش می شوند و یا لغاتی که املای آنها به نظرتان مشکل می آید ، حروف ربط و اضافه و کاربرد آنها و یا افعال بی قاعده و بطور کلی مطالبی که فکر می کنید امکان فراموشی آنها بیشتر است . البته چنین خلاصه ها و فهرستهایی باید تا حد امکان کوتاه باشند. تکرار مطالب مشابه و حفظ کردن آنها از روی فهرست های طولانی ، موجب تداخل بیشتر آنها می شود .
یک بخش مهم در یادگیری زبان خارجی ، بخاطر سپردن لغات ، تلفظ و نحوه کاربرد آنهاست .
به هنگام برخورد با یک لغت جدید در یک متن یا یک گفتگو ، بهترین کار آن است که ابتدا سعی کنید معنی لغت را حدس بزنید.این کار را با توجه به مفهوم جمله وجملات قبل و بعد از آن انجام دهید.
چنانچه مشغول مطالعه ی یک متن هستید ،ابتدا یک بار تمام متن را تا انتها بخوانید تامفهوم ومنظور اصلی متن را دریابید،سپس به  سراغ  لغاتی  بروید که معنی آنها را نمی دانید .
دریافتن مفهوم اصلی متن ، به حدس زدن معانی لغات کمک می کند .
همچنین چنانچه مشغول شنیدن یک گفتگو هستید بر روی لغاتی که معنی آنها را نمی دانید مکث نکنید و متمرکز نشوید . سعی کنید تا انتهای صحبت را بشنوید و بعد در مورد لغات جدید فکر کنید . پس از آنکه معنی لغات جدید را حدس زدید ، به فرهنگ لغات مراجعه کنید و صحیح بودن حدس خود را کنترل کنید . خواهید دید که در بسیاری از موارد حدسهای شما صحیح هستند و یا به مفهوم صحیح لغت بسیار نزدیکند .
چنانچه مطلبی که می خوانید و یا می شنوید لغات ناآشنای بسیاری دارد ، جستجو در فرهنگ لغات برای یافتن معنی تک تک آنها کار مشکل و خسته کننده ای بوده و شما را از یادگیری بیزار می کند . بنابراین از بین این لغات جدید ، تعدادی از مهم ترین آنها را که به نظر می رسد نقش بیشتری در انتقال مفهوم مطلب بعهده دارند انتخاب نمائید و بدنبال فهمیدن و بخاطر سپردن معنای همان تعداد باشید . بتدریج که دامنه لغات شما وسیعتر می شود ، از تعداد لغات ناآشنایی که با آنها برخورد می کنید ، کاسته می شود . به این نکته بسیار پراهمیت توجه داشته باشید که شما نیازی ندارید تا همه لغات موجود در یک زبان را بخاطر بسپارید .
بنابراین در برخورد با واژه های یک زبان می توانید آنها را به سه گروه تقسیم کنید . گروه اول واژه هایی هستند که نیازی به بخاطر سپردن آنها ندارید ، زیرا واژه های کم کاربردی هستند . گروه دیگر واژه هایی هستند که نیاز دارید به هنگام شنیدن و یا خواندن یک متن معنی آنها را بفهمید و گروه آخر واژه هایی که نیاز دارید خودتان از آنها استفاده کنید . البته واضح است که واژه های گروه سوم ، واژه هایی هستنند که لازم است وقت بیشتری برای آنها صرف کنید .
با لغات جدیدی که می آموزید جمله بسازید هیچگاه سعی نکنید یک لغت را به تنهایی بیاموزید ، بلکه حتما آن را در یک جمله یا عبارت جای دهید و بعد از آن عبارت رابه خاطر بسپارید . این کار را همانطوری انجام دهید که یک دانش آموز سالهای اول دبیرستان با لغات جدیدی که می آموزد انجام می دهد .
برای پایداری هر چه بیشتر لغات در ذهن ، از آنها استفاده کنید . از لغاتی که آموخته اید برای نامیدی اشیاء و توصیف افراد محیط و احساسات خود اشتباه کنید این کار حتی اگر به شکلی ناقص و دست و پاشکسته هم انجام شود ، مفید خواهد بود . تمرین با واژه ها را در فرصت انجام دهید . وقتی مشغول انجام کارهای روزانه خود هستید ، هنگامی که خیاطی یا آشپزی می کنید و یا مشغول اطو کردن لباس هایتان هستید و …….
هر چقدر که می توانید و فرصت دارید منتها و کتابهایی را که به آن زبان وجود دارند و در اختیار دارید مطالعه کنید و در حین مطالعه به مفاهیم و کاربردهای متفاوت واژه های مختلف توجه کنید .
هر چقدر که می توانید مطالعه کنید ، حتی اگر آنچه را که می خوانید به خوبی نفهمید باز هم چنین مطالعه ای ، شما را با واژه های بیشتری آشنا می کند و بار دیگر که در متنی دیگر با آن واژه برخورد کنید بهتر به معنای آن پی می برید .
می دانید که در هر زبانی با استفاده از پیشوند ها ، پسوندهای مختلف و با بکار بردن ریشه های مختلف کلماتی زیاد ساخته می شود . به عنوان مثال اگر شما بدانید که پشوندهای er و or در زبان انگلیسی علامت فاعلی هستند آنگاه به راحتی می توانید دریابید که worker  به معنی کارگر و teacher  به معنی آموزگار می باشد .
حفظ کردن کلمات از فهرست لغات ، اگر چه گاهی اوقات ضروری به نظر می رسد ، ولی بهتر است که تا حد امکان کمتر انجام شود چون مشکلترین و در عین حال کم فایده ترین روش برای به خاطر سپردن لغات همین روش است . در چنین مواردی به جای حفظ لغات از یک فهرست آنها را گروه بندی کنید .
این گروه بندی می تواند مختلف با توجه به معنای کلمات ، ساختار گرامری و یا ریشه های مشترک آنها انجام گیرد .
یک فرهنگ لغات ( dictionary) مناسب برا ی خود تهیه کنید .
یک فرهنگ لغات مناسب ، اطلاعاتی بسیار بیشتر از معنی لغت را در اختیار زبان آموز قرار می دهد.
اطلاعاتی مانند :
۱٫ متضاد ها و مترادف های هر لغت و تفاوت کاربرد آنها.
۲٫ نحوه تلفظ لغات
۳٫ کاربرد لغات مختلف در مورد اشیاء یا محلها
۴٫ مشخص کردن نقش لغت در جمله مثلا اسم – صفت – قید – فعل و …
۵٫ کاربرد خاص لغت برای جنس مذکر یا مونث
۶٫ قابل شمارش یا غیر قابل شمارش بودن اسم .
۷٫ حالت جمع لغاتی که جمع بستن آنها بی قاعده است مانند : child – children
۸٫ لازم یا متعدی بودن فعل
۹٫ قسمت سوم افعال بی قاعده
۱۰٫ آشنایی با املای صحیح لغات و اطلاعاتی مشابه اینها که برای زبان آموز می تواند بسیار مفید باشد .

استفاده از فرهنگهای یک زبان (انگلیسی به انگلیسی) ممکن است برای یک زبان آموز مبتدی مشکل ، خسته کننده و وقت گیر باشد . با این وجود این مشکلات بعد از مدتی که زبان آموز بیشتر به فرهنگ لغات خود آشنا شد ، کمتر می شود .
به خاطر سپاری لغات ، بخش عمده ای از یادگیری یک زبان را تشکیل می دهد . حتی در امتحانی مانند آزمون کنکور هم بیش از ۵۰% سوالات زبان به دامنه لغاتی که داوطلب در ذهن دارد مربوط می شود . بنابراین بک زبان آموز ابتدا باید دامنه لغات خود را وسیع کند و بعد از مدتی در کنار افزایش دامنه لغات و کاربرد آنها به آموختن مباحث دیگر زبان از قبیل قواعد دستوری و املاء لغات بپردازد .
افزایش دامنه لغات علاوه بر آموختن معانی لغات و کاربرد آنها ف نحوه تلفظ صحیح آنها را نیز در بر می گیرد .
بهترین و ساده ترین راه برای آموختن تلفظ صحیح لغات در یک زبان خارجی (البته سوای استفاده از یک مدرس ماهر ) استفاده از نوارهای مکالمه ای است که به زبان وجود دارد .
در برخورد با نوارهای مکالمه به روشهای مختلف می توان عمل کرد شاید بهترین روش آن باشد که ابتدا حداقل ۳ بار به هر درس فقط گوش دهید بدون آنکه به کتاب مراجعه کنید . (البته اگر نوار شما کتابی هم دارد که معمولا همینطور است ) تلفظ لغات جدیدی را که می شنوید چند بار تکرار کنید . (البته در صورتیکه که مطمئن هستید درست شنیده اید ) پس از سه بار شنیدن هر درس مطمئنا مفهوم کلی درس را در خواهید یافت .
در مرحله دوم ، کتاب را باز کنید و همزمان با گوش دادن به نوار ، متن نوشته شده را هم ببینید . چنانچه لغتی را به اشتباه شنیده اید حالا با استفاده از متن درس تلفظ صحیح آنرا تکرار کنید .
در مرحله سوم ، یکبار بدون استفاده از نوار، متن درس را بخوانید و معنی لغاتی را که نمی دانید در فرهنگ لغات بیابید .
در مرحله چهارم : بدون استفاده از کتاب یکبار دیگر به نوار گوش دهید و میزان درک مطلب خود را بسنجید .
اگر پس از خوب گوش دادن به نوار ، متن نوار را با صدای خود بر روی یک کاست ضبط کنید و سپس به صدای خود گوش کنید متوجه اشکالهای گفتاری خود می شوید و بهتر می توانید آنها را برطرف کنید .
بنابراین از این تمرین برای افزایش مهارت در گفتگو و قدرت درک شنیداری خود استفاده کنید .

فراگیری ساختار دستوری و املاء

همزمان با پیشرفت در زمینه افزایش واژگان بتدریج شروع به آشنا شدن با ساختار دستوری زبان مورد نظر بنایید .
در این زمینه توصیه می شود که ابتدا ساختارهای اساسی و پایه جملات را بیاموزید و با تمرین کافی بر آنها مسلط شوید . و بعد به سراغ یاد گرفتن نکات ریز دستوری مانند کاربرد حروف ربط و اضافه مختلف بروید .
برای آموختن املای لغات تا می توانید تمرین کنید . املای لغاتی را که به نظرتان مشکل می آیند چندین بار بنویسید اگر ترتیب نوشتن حروف را در یک لغت فراموش می کنید و جابجا می نویسید ، سعی کنید که به تدبیری این فراموشی و جابجایی را به حداقل برسانید به عنوان مثال اگر ترتیب نوشتن حروف e و a و u در لغت beautiful را فراموش می کنید ، شاید بد نباشد اگر این کلمه را به صورت «بی إ یوتیفول» چند بار تکرار کنید . تا حروف به صورت eau  در خاطرتان بماند.
آموختن تلفظ صحیح کلمات و آشنا بودن با صداهای مختلف در کلمات (phonetics) در فرهنگ لغات نیز به شما کمک می کند که بتوانید املای لغاتی را که می شنوید حدس بزنید .
فهرستهای کوتاهی از لغاتی که املای آنهارا فراموش می کنید تهیه کنید و آنها را در جایی بگذارید که در معرض دید باشند و در طول روز مرتب آنها را ببینید قسمتهایی از هر لغت را که بیشتر در املای آن اشتباه می کنید با یک رنگ دیگر بنویسید تا توجه دیدتان بیشتر روی این قسمتها قرار بگیرد .
اگر واقعا تمایل دارید که یک زبان را بیاموزید باید با آن زبان فکر کنید ، صحبت کنید ، بنویسید ، بخوانید ، غذا بخورید و بخوابید . هر آنچه را که در طول یک روز به زبان مادریتان بیان می کنید تا جائی که می توانید به زبانی که می آموزید ، ترجمه کنید تنها در صورت استفاده روزانه و مداوم می توانید یک زبان را فرا بگیرید . در غیر این صورت یادگیری شما ناقص و کوتاه مدت خواهد بود .